دو فصلنامه نقد و تحلیل آراء قضایی

دو فصلنامه نقد و تحلیل آراء قضایی

سوءاستفاده از مقررات صلاحیت محلی از رهگذر درج خوانده صوری؛ نقد و ارزیابی دادنامه صادره از شعبه دهم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان همدان

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه علم و فرهنگ، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی، دانشکده حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
چکیده
یکی از مشکلاتی که دادگاه‌ها با آن روبه‌رو هستند، درج «خوانده صوری» در دادخواست‌های تقدیمی است؛ اقدامی که غالباً با هدف سوءاستفاده از مقررات صلاحیت محلی به‌ویژه ماده ۱۶ قانون آیین دادرسی مدنی صورت می‌گیرد. از این رهگذر، شخصی که نه ادعای اصلی و نه ادعای فرعی متوجّه اوست و هیچ نقشی در تسهیل رسیدگی نیز ندارد، صرفاً برای طرح دعوا در حوزه قضاییِ مطلوب خواهان، در ردیف خواندگان ذکر می‌شود. نمونه بارز این موضوع را می‌توان در دادنامه صادره از شعبه دهم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان همدان مشاهده کرد، جایی که دادگاه با تشخیص صوری‌بودن درج خوانده ردیف دوّم در دادخواست، به استناد بند ۴ ماده ۸4 قانون پیش‌گفته، نسبت به مشارالیه قرار ردِ دعوا صادر کرده است. باری، پژوهش حاضر با محوریت نقد و بررسی دادنامه فوق‌الذکر، در پی پاسخ به این مسأله است که در چنین فرضی، معیار احراز خوانده صوری چیست و چه راهکارهایی برای مقابله با آن وجود دارد؟ در این راستا و با روشی توصیفی-تحلیلی، ابتدا ضمن تبیین اقسام خوانده؛ شامل خوانده اصلی، خوانده فرعی و خوانده تسهیل‌کننده، آشکار می‌شود که معیار مشهور و موسوم به «عدم توجّه ادعا به خوانده» برای شناسایی خوانده صوری کافی نیست؛ چه آنکه استناد صرف به این معیار، نارسا و ناکافی بوده و ممکن است سبب تلقی خوانده تسهیل‌کننده به‌عنوان خوانده صوری شود. بر همین اساس، معیار احراز خوانده صوری، معیار سلبی معرفی شده است؛ بدین معنا که هرگاه شخصی در هیچ‌یک از اقسام خواندگان اصلی، فرعی و تسهیل‌کننده قرار نگیرد، خوانده صوری محسوب می‌شود. از سوی دیگر، علاوه‌بر قرار تأمین هزینه‌های خوانده، تفسیر صحیح ماده 16 قانون آیین دادرسی مدنی می‌تواند به عنوان راهکار مقابله با درج خوانده صوری به‌منظور سوء‌استفاده از مقررات صلاحیت محلی معرفی شود.
کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Abuse of Local Jurisdiction Rules through the Inclusion of an Improper Defendant; an Assessment of the Award Issued by 10th Branch of the (General) Civil Court of Hamadan

نویسندگان English

Ehsan Bahramy 1
Seyed Reza Hashemi 2
1 Assistant Professor, Department of Private Law, Faculty of Law, University of Science and Culture, Tehran, Iran
2 PhD student in private law, Faculty of Law, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده English

One of the significant challenges in judicial proceedings is the inclusion of an improper defendant in lawsuits—an action often undertaken to abuse local jurisdiction rules, particularly Article 16 of the Civil Procedure Code of. In this method, an individual against whom neither a major nor an minor claim is directed, and who plays no role in facilitating the proceedings, is listed as a defendant to enable the plaintiff to bring the claim before a preferred local jurisdiction. A clear example of this issue can be seen in the award issued by 10th Branch of the (General) Civil Court of Hamadan, where the court, having determined that the inclusion of the second defendant was improper, issued an order dismissing the claim against him pursuant to Subsection 4 of Article 84 of the Civil Procedure Code. The present study, focusing on the critique and evaluation of the above-mentioned award, seeks to answer the following question: What is the proper criterion for establishing the existence of a proper defendant in such cases, and what mechanisms exist to counter this practice? Employing a descriptive-analytical method, the study first explains the categories of defendants—including major defendants, minor defendants, and facilitating defendants—and demonstrates that the widely invoked criterion known as “lack of relevance of the claim to the defendant” is insufficient to identify improper defendants. Reliance on this criterion alone is inadequate and may lead to the erroneous classification of a facilitating defendant as improper. Accordingly, the study proposes a negative criterion for identifying improper defendants: a person shall be deemed a improper defendant if he or she fits within none of the categories of major, minor, or facilitating defendants. Moreover, in addition to dismissal and security for costs order, a proper interpretation of Article 16 of the Civil Procedure Code may serve as an effective mechanism to prevent the abuse of local jurisdiction rules through the insertion of improper defendants.

کلیدواژه‌ها English

Abuse of Process
Article 16 of the Civil Procedure Code
Improper Defendant؛ Local Jurisdiction
Proper Defendant
- کتاب­ها
1)      افتخار جهرمی، گودرز و السان، مصطفی (1401). آیین دادرسی مدنی، جلد دوم. چاپ سوم. تهران: میزان.
2)      بهرامی، احسان (1403). دعوای واهی: مطالعه تطبیقی در حقوق ایران، انگلیس و آمریکا (با تأکید بر رویه قضایی). چاپ نخست. تهران: شرکت سهامی انتشار.
3)      شمس، عبدالله (1385). آیین دادرسی مدنی (دوره پیشرفته). جلد دوم. چاپ دوازدهم. تهران: دراک.
4)      متین­دفتری، احمد (1402). آیین دادرسی مدنی و بازرگانی. چاپ ششم. تهران: مجد.
5)      مهاجری، علی (1397). دوره جدید مبسوط در آیین دادرسی مدنی. جلد نخست. چاپ نخست. تهران: فکرسازان.
6)      واحدی، قدرت­الله (1398). آیین دادرسی مدنی. جلد دوم. چاپ پنجم. تهران: میزان.
7)      نهرینی، فریدون (1398). آیین دادرسی مدنی. جلد دوم. چاپ نخست. تهران: گنج دانش.
 - مقالات
8)      افتخار جهرمی، گودرز و صفیان، سعید (1401). مفهوم توجه دعوا. فصلنامه مطالعات حقوق خصوصی. 52 (4): 645-623.
9)      اوجی، امین، پورعرفان، ایرج و عسکری، حکمت­اله (1402). بررسی تطبیقی دعوای قابل‌تجزیه­پذیر و تفکیک دعوا در آیین دادرسی مدنی ایران و فرانسه. فصلنامه مطالعات فقه اقتصادی. 5 (5): 734-717.
10)   بهرامی، احسان، پیشنماز، سیدامین و زارع، امیر (1401). شرایط توجه دعوا به وارث در فقه امامیه و راهکارهای احراز آن در حقوق ایران. مجله حقوقی دادگستری. 86 (119): 66-43.
11)   عامریون، غلامحسین (1339). اظهارنظر در ماده 225 مکرر قانون آیین دادرسی مدنی. مجله کانون وکلا. 71: 12-10.
12)   محسنی، حسن (1397). مفهوم و آیین دادرسی دعوا و رأی غیرقابل تجزیه و تفکیک. دوفصلنامه حقوق خصوصی. 15 (2): 239-219.
13)   نهرینی,فریدون . (1401). بایستگی صلاحیت دادگاه به هنگام تقدیم دادخواست. دو فصلنامه نقد و تحلیل آراء قضایی, 1(2), 631-652. doi: 10.22034/analysis.2023.701527
 -  آرای قضایی
14)   دادنامه شماره ۱۴۰۰۱۱۳۹۰۰۰۱۵۰۵۸۸۶ مورخ 26/07/1400 صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ابهر.
15)   دادنامه شماره 140111390001117190 مورخ 02/06/1401 صادره از هشتم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان زنجان.
16)   دادنامه شماره ۱۴۰۱۶۸۳۹۰۰۰۰۶۱۹۵۷۰ مورخ 26/01/1401 صادره از شعبه سی­و­هفتم دادگاه عمومی حقوقی شهر تهران.
17)   دادنامه شماره 140226000007360652 مورخ 21/12/1402 صادره از دادگاه عمومی بخش میلاجرد.
18)   دادنامه شماره 140228390001943679 مورخ 29/05/1402 صادره از شعبه دهم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان همدان.
19)   دادنامه شماره 140368390007094846 مورخ 22/05/1403 صادره شعبه دویست­و­چهاردهم دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید مفتح تهران.
20)   دادنامه شماره 140368390007582365 مورخ 28/05/1403 صادره از شعبه دویست­و­دهم دادگاه عمومی حقوقی مجتمع قضایی شهید مفتح تهران.
21)   دادنامه شماره 140401390005940796 مورخ 01/10/1404 صادره از شعبه سی‌ام دادگاه عمومی حقوقی شهرستان کرج.
22)   دادنامه شماره ۴۴۳۶ مورخ 21/09/1400 صادره از شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ماکو.
23)   دادنامه شماره 9409983543101514 مورخ 24/06/1395 صادره از شعبه سی­و­چهارم دیوان عالی کشور.
 - سایر
24)   نظریه مشورتی شماره 212/98/7 مورخ 29/02/1398 صادره از اداره کل حقوقی قوه قضاییه.
25)   نظریه مشورتی شماره 2303/97/7 مورخ 15/08/1397 صادره از اداره کل حقوقی قوه قضاییه.